مرتضى مطهرى
256
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يعنى براى ما هم الآن ديگر ترديدى در اين جهت نيست كه بگوييم آيا اصلا در ذهن چيزى وجود پيدا مىكند يا نه . قطعا چيزى وجود پيدا مىكند اما اينكه آيا مدعاى خود فلاسفه را كه مىگويند آنچه كه در ذهن وجود پيدا مىكند رابطهاش با شىء خارجى رابطهء ماهوى است ، با همين ادلّه مىشود ثابت كرد يا نه ، محل اشكال است . با اينكه اين مطلب محل اشكال است ولى اصل مدعا محل اشكال نيست ؛ يعنى اين را ما از غير آقاى طباطبائى نشنيديم و شايد ايشان اول بار متوجه همين نكته شده بودند ( و بعد هم كه ما از نظر تاريخى تحقيق كرديم ديديم قضيه از همين قرار است ) كه حكما اصل مدعا را مسلّم گرفتهاند و بعد رفتهاند دنبال نفى قول به اضافه . شيخ اشراق يك برهان اقامه كرده است بر مدعا كه همان برهان او براى اثبات مدعاى حكما كافى است . آقاى طباطبائى مىگويند حكما اصل مطلب را مفروض گرفتهاند ، بعد رفتهاند دنبال نفى قول به اضافه . برهان شيخ اشراق برهانى كه شيخ اشراق ، هم در كتاب حكمة الاشراق و هم در كتابهاى ديگرش آورده است و تقريبا مىشود آن را يك برهان تنبيهى دانست به اين شكل است كه مىگويد « 1 » : بدون شك ما در بين حالاتى كه حضورا احساس مىكنيم يك حالتى را در ضمير خود احساس مىكنيم كه نام اين حالت را « ادراك » مىگذاريم ؛ يعنى اگر حالتى را احساس مىكنيم به نام درد ، حالتى را احساس مىكنيم به نام لذت ، حالتى را احساس مىكنيم به نام ترس ، يك حالتى را هم در خودمان احساس مىكنيم كه آن را مىگوييم ادراك اشياء در خارج . اين را چگونه بايد تحليل كرد ؟ مىگويد در اثر اين ادراك بدون شك يك تغيير حالتى در ما پيدا مىشود . مثلا فرض كنيد ( مثال
--> ( 1 ) . [ عبارت شيخ اشراق كه در ضابط دوم از مقالهء اول از بخش اول ( يعنى بخش منطق ) از كتاب حكمة الاشراق آمده است چنين است : « الضابط الثانى هو أن الشىء الغايب عنك اذا ادركته فانما ادراكه - على ما يليق بهذا الموضع - هو بحصول مثال حقيقته فيك . فان الشىء الغايب ذاته اذا علمته ان لم يحصل منه أثر فيك فاستوى حالتا ما قبل العلم و ما بعده و ان حصل منه اثر فيك و لم يطابق فما علمته كما هو ، فلابد من المطابقة من جهة ما علمت ، فالاثر الذى فيك مثاله . » ( رك . مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 / ص 15 ، و يا رجوع كنيد به ترجمهء حكمة الاشراق چاپ دانشگاه تهران ، ص 24 ) . ]